افزایش ناامیدیها و نارضایتی‎ها، بحران خفته در افغانستان

معنای لغوی ناامیدی، قطع شدن انتظار از رسیدن به هدف می‎باشد(1) و در اصطلاح ناامیدی به معنای بدون نتیجه ماندن تمام تلاش‎ها برای حل مشکلات اجتماعی، سیاسی، حقوقی و اقتصادی می‎باشد (2). از نظر قرآن، ناامیدی به چیزی گفته می‎شود که نعمتی از کسی گرفته شود و بازگشت آن غیر ممکن باشد(3). حضرت علی(ع) در مورد ناامیدی می‎فرماید: «بالاترین بلا یأس و نومیدی است.»(4) در این مقاله افزایش نارضایتی و ناامیدی مردم افغانستان از حکومت وحدت ملی مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است که عوامل افزایش نارضایتی مردم چیست و حکومت چگونه می‎تواند اعتماد مردم را بدست بیاورد و رضایت نسبی آنان را تامین کند؟

عوامل ناامیدی و نارضایتی مردم افغانستان از حکومت

مردم نسبت به تامین امنیت، ایجاد شغل، تامین عدالت و مبارزه با فساد، تحول مثبت، حل مشکلات و دست‎یابی به اهداف بزرگ، ناامید گردیده و در نگرانی‎های بزرگ غرق می‎باشد. که افزایش این ناامیدی و نارضایتی‎ها، بزرگترین خطر برای جامعه و دولت به شمار می‎رود(5). عوامل اصلی افزایش این ناامیدی‎ها عبارت اند از:

1 - بی توجهی حکومت نسبت به مشکلات مردم: یکی از بزرگترین عوامل ناامیدی مردم از حکومت وحدت ملی، بی توجهی در مورد مشکلات روز افزون مردم می‎باشد. بیکاری، فقر، ناامنی، بی توجهی در مورد آینده کشور، غفلت دولت از سرنوشت ربوده شده گان در زابل، افزایش آدم ربایی، دزدی و ناامنی در شاهراه‎ها، از مشکلات اساسی مردم می‎باشد. مردم افغانستان تااندازه توان خود، راه‎های پُرخطر و زیادی را برای حل مشکلات کشور امتحان کردند ولی هیچ کدام مؤثر واقع نشد. مردم در انتخابات‎ها شرکت کردند، مشکلات فقر و بیکاری و ناامنی را به امید رسیدن به کشور آباد و صلح تحمل کردند، انگشتان شان بریده شد، سه دهه جنگ خانمانسوز را سپری کرد و با تمام تلاش‎ها، قربانی ها و جان فشانی ها به یک نظام سیاسی و حکومتی دست یافت و انتظار می‎رفت که در سایه همین نظام، مشکلات مردم حل گردد، کار پیداشود و امنیت تامین گردد، اما نه تنها که از مشکلات مردم کاسته نشد، بلکه هرروز به آن افزوده می‎گردد. به همین خاطر موجی از نگرانی و ناامیدی ها در چشمان هرفرد شهروند افغانستان مشاهده می‎شود و همه از حکومت شکایت دارند و از رای دادن در انتخابات پشیمان هستند. بسیاری از افراد که در انتخابات به نفع رهبران حکومت وحدت ملی کمپاین کردند، بیشتر شان از مردم معذرت خواسته اند. رهبران حکومت وحدت ملی همواره گرفتار چانه زنی‎ها و رقابت های خودشان بوده و تاهنوز درد و مشکلات مردم را احساس نکرده است. اختلافات داخلی رهبران حکومت وحدت ملی باعث نابود شدن تمامی فرصت‎های حیاتی در کشور شد که این مسأله به شدت مردم را ناامید ساخته است.

2 - افزایش ناامنی در کشور: یکی از عوامل ناامیدی مردم افغانستان از حکومت، افزایش ناامنی در نقاط مختلف کشور می‎باشد. فعلن مردم نمی‎تواند آزادانه در  مسیر شاهراه‎های کشور گشت و گذارکنند. هرلحظه خطر آدم ربایی، گروگان‎گیری، دزدی، قتل و تجاوز و خطر تیرباران وجود دارد. یگانه چیزی که مردم را نگران ساخته این است که حکومت وحدت ملی تا هنوز برنامه ای مشخصی را برای مهار ناامنی روی دست ندارد. این بلاتکلیفی به شدت مردم را ناامید ساخته است.

3 - افزایش خشونت علیه زنان و کودکان: در این اواخر خشونت‎های گسترده علیه زنان و کودکان به گوش می‎رسد. از تجاوز گروهی گرفته تا ازدواج دختران خردسال در مقابل پول و کشتن و مثله کردن دختران و زنان، که آمار آن در حال افزایش می‎باشد.

4 - افزایش بی عدالتی و فساد اداری: بی عدالتی یکی از بزرگترین عوامل ناامیدی مردم از حکومت می‎باشد. بیشتر مردم افغانستان شلاق بی عدالتی حاکمان را بر بدن خود حس کرده و این شلاق‎ها بیشتر روح ملت را خسته و فکر و امیدواری‎های آنان را به غارت برده است. متاسفانه تاهنوز رهبران حکومت اذهان عامه را با دروغ و فریب تمرین کرده و به طور عمدی فضای بی اعتمادی را به وجود آورده است. دعواهای حقوقی مردم در محاکم افغانستان بر اساس واسطه، زور و رشوه فیصله می‎گردد و حق شان پامال می‎گردد. در یک دعوای حقوقی چند برابر قیمت جنس مورد منازعه پول مصرف می‎شود. محاکم در افغانستان برای مردم بی فایده بوده و همه به محاکم سنتی، پیش اربابان منطقه و قوماندانان برای حل دعوای خود مراجعه می‎کنند.

6 - بی توجهی در مورد سرنوشت 31 مسافر ربوده شده: بیشتر از یک ماه می‎شود که خانواده‎های 31 فرد ربوده شده در خیمه تحصن به سر می‎برند و می‎گویند که افراد ربوده شده، هرکدام شان نان آوران خانواده شان بوده و در مدت دوماه این خانواده‎ها با مشکلات بزرگ اقتصادی دست و پنجه نرم کرده است. بی اعتنایی رهبران حکومت وحدت ملی در مورد سرنوشت ربوده شدگان، مردم را به شدت ناامید ساخته است. آن‎چه که برای دولت ارزش ندارد، ملت و مردم غریب و فقیر کشور می‎باشد. زمانی این‎ها به مردم مراجعه می‎کنند که انتخابات فرابرسد و رای مردم را لازم داشته باشد. در غیر آن، بیشتر مسؤلان در انحصارطلبی، زر اندوزی، تجمل‎گرایی و خودنمایی خود غرق می‎باشند.

پیامدهای نارضایتی مردم

الف- یکی از پیامدهای خطرناک نارضایتی مردم از حکومت افزایش مهاجرت ها می‎باشد. ناامیدی و سرخوردگی از اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در افغانستان، مردم را به مهاجرت‎های ناخواسته و غیر قانونی مجبور می‎سازد. زمانی که مردم از حل مشکلات خویش در افغانستان ناامید شود، به مهاجرت های غیر قانونی روی میاورد. افزایش مهاجرت‎ها پیامدهای خطرناکی را در کشور در قبال خواهد داشت. در اثر این مهاجرت‎ها نیروی بشری و انسانی کشور از دست می‎رود و افغانستان از وجود نیروی بشری مسلکی خالی می‎گردد. افزایش پدیده مهاجرت باعث خالی شدن روستاهای کشورشده و زمینه برای نفوذ مخالفان مسلح دولت فراهم می‎گردد.

ب- یکی دیگر از پیامدهای ناامیدی مردم، تضعیف روند توسعه می‎باشد. زمانی که مردم از کشور و دولت دلسرد شود، منابع بشری و انسانی آهسته آهسته نابود می‎گردد. در صورتی منابع انسانی نابود شود، ستون فقرات و ماشین اصلی تحرک حکومت از کار میافتد.

ج - افزایش ناامنی و تقویت صفوف مخالفان مسلح دولت، یکی از پیامدهای نارضایتی مردم می‎باشد. زمانی که دولت به مشکلات مردم رسیدگی نکنند و کوچکترین مسأله مردم بدون رشوت و واسطه، توسط قانون حل نگردد، مردم ناچار می‎شود که گزینه دوم را انتخاب کنند و شورشیان بپیوندد. در چند سال اخیر عامل اصلی رشد پدیده تفکر طالبانی در افغانستان، نارضایتی مردم از دولت بوده است.

راهکارها

اولین راهکار برای تامین رضایت نسبی مردم و جلوگیری از افزایش ناامیدی، اصلاح نظام است. تازمانی که دولت با انحصاری و مافیایی شدن تمام بخش‎ها مبارزه جدی را روی دست نگیرد، نمی‎تواند رضایت مردم را تامین کند. تاوقتی که گام‎های عملی برای اصلاحات برداشته نشود، راهی برای امیدوارساختن مردم و ایجاد انگیزه در وجود آنان وجود ندارد.

دومین راهکار، تامین امنیت و پایان بخشیدن به جنگ و خشونت می‎باشد. تاوقتی که حکومت یک سیاست روشن را در قبال دوست و دشمن روی دست نگیرد، تامین رضایت و امیدواری مردم، غیرممکن می‎باشد. فعلن مردم در قسمت تامین امنیت کشور، اصلن روی دولت اعتمادکرده نمی‎توانند. کشتار، خشونت و ناامنی در جاهای زیاد است که دولت در آن‎جا حضور دارند. بسیاری از حادثات تلخ در کنار پوسته‎ها، وزارت‎خانه ها، دفاتر دولتی به وقوع می‎پیوندد. به طور نمونه قتل فرخنده در 100متری وزارت‎خانه‎های دولتی در مرکز شهر(پایتخت) صورت گرفت. بسیاری مسافران در کنار پوسته های دولتی توسط دشمن سربریده می‎شود. بسیاری از خانه های نزدیک به پوسته امنیتی چور و چپاول شده است. دولت باید در قسمت تامین امنیت اعتماد مردم را کسب کنند و امنیت خانه های مردم را بگیرند. مردم راحت می‎خوابند که دولت بیدار است.

سومین راهکار برای تامین اعتماد و رضایت مردم، ایجاد شغل و کار می‎باشد. دولت باید برای مردم ثابت کند که برای حل مشکلات بیکاری و اقتصای آنان راهکارها و طرح‎های را روی دست دارند. تااطمنان خاطر مردم حاصل شود. استخراج معادن افغانستان، استفاده از منابع طبیعی و آبی کشور، وجود میلیون‎ها جوان فارغ التحصیل و بیکار و فعال ساختن فابریکه ها و بندهای برق، همه در قسمت تامین شغل برای جوانان کمک می‎کند.

نتیجه مقاله

در پایان این مقاله به این نتیجه می‎رسیم که: افزایش ناامیدی و نارضایتی مردم از حکومت وحدت ملی، یک بحران خفته در افغانستان به شمار می‎رود. نارضایتی مردم را نباید دست کم گرفت؛ در طول تاریخ افغانستان، نارضایتی مردم باعث فروپاشی نظام گردیده و سقوط دولت‎ها گردیده است. دولت وحدت ملی باید هرچه سریع‎تر برنامه‎های مؤثری را برای تحقق شعارهای انتخاباتی شان روی دست گیرد و رضایت نسبی مردم را تامین کند.

تامین عدالت و شفافیت، عملی ساختن شعارهای انتخاباتی، تامین امنیت و تعریف مشخص از دشمن، ایجاد شغل و کار، حل مشکلات و اختلافات داخلی حکومت، شایسته سالای و جلب و جذب جوانان بدن در نظرداشت قوم و نژاد در حکومت، از مهمترین راه‎های جلب رضایت و امیدواری‎های مردم می‎باشد.

منابع

1 - مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش، ج14، ص223

2 - سجادی، سید جعفر؛ فرهنگ معارف اسلامی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1373ش، سوم، ج3، ص2192

3 - ترجمه تفسیر المیزان، ج10، ص233.)

4 - تمیمی آمُدی، عبدالواحد، غررالحکم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1366ش، اول، ص83.

5 - آلبرت آلیس، احساس بهتر ـ بهتر شدن ـ بهتر ماندن، ترجمه مهرداد فیروز بخت، مؤسسه فرهنگی رسا، ۱۳۸۲ش، ص۸۹-۴۹.