امروز: چهارشنب 28 شهریور 1397 برابر با 19 سبتامبر 2018

مقالات

مقالات

در دهه ۹۰ و پس از تجزیه یوگسلاوی، جنگ های داخلی در بوسنی و هرزگوین که با جاه طلبی های صرب ها انجام شد، فاجعه بزرگ انسانی را رقم زد. نمود عینی این جنایت بزرگ را در نسل کشی هشت هزار مسلمان در سربرنیتسا می توان مشاهده کرد. هر چند که این جنایات ضدبشری به نام افرادی مانند «میلوسوویچ» و «کارادزیچ» از سران صرب ها نوشته شد، اما در نهایت اسناد افشا شده و نیز اظهارات شاهدان عینی پرده از حقیقتی دیگر برداشت و آن نقش کشورهای غربی در قالب ناتو در این فاجعه انسانی بود. کشورهای غربی تحت نام نیروهای سازمان ملل در حالی با ادعای حمایت از مردم وارد منطقه شدند که نه تنها اقدامی در این زمینه صورت ندادند، بلکه خود به عامل کشتار هزاران انسان بی گناه مبدل شدند.

در کنار سلطه نظامی بر منطقه، اموری چون تجزیه کشورهای منطقه و نیز تبدیل آن به الگویی برای سایر کشورهای مورد نظر غرب در جهان و در نهایت نسل کشی مسلمانان هدف اصلی غرب از ایجاد بحران در مناطق جدا شده از یوگسلاوی و حضور نظامی در این کشورها بوده است.

اکنون در سال ۲۰۱۲ در حالی جهان با مجموعه ای از بحران ها و چالش ها مواجه است که بررسی سیاست ها و اقدامات غربی ها به ویژه آمریکا، نشانگر تلاش آنها برای تکرار حوادث اجرا شده در دهه ۹۰ در حوزه بالکان به ویژه در کشورهای اسلامی است.

روند تحولات بررسی تحولات کشورهای اسلامی از جمله: افغانستان، پاکستان، ایران، عراق، سوریه، لبنان، یمن، عربستان، اردن، فلسطین، مصر، تونس، لیبی، سودان، مالی، نیجر، نیجریه، سومالی و ... نشان می دهد که غربی ها برآنند تا طرح تجزیه و کوچک سازی کشورهای اسلامی را اجرایی سازند، تا در کنار آن، نسل کشی مسلمانان را نیز به جد اجرا کنند. چنان بوده که برخی تأکید دارند غربی ها به دنبال تکرار جنگ های صلیبی با ابزارها و اشکال جدید هستند تا اهداف ضداسلامی و جاه طلبانه خود را اجرایی سازند. سیاستی که با وضع قوانین ضداسلامی و ترویج افراط گرایی در داخل جوامع غربی صورت گرفته، لشکرکشی نظامی و نسل کشی سراسری در کشورهای اسلامی را در بر می گیرد.


در این عرصه، غربی ها سیاست های متعددی را به کار گرفته اند از جمله:

- جنگ میان همسایگان نظیر آنچه اکنون میان سودان و سودان جنوبی و یا سومالی و چاد روی می دهد.

- احیای گروه های تروریستی نظیر القاعده که نمود آن را در یمن، سوریه، افغانستان، پاکستان، لیبی و بسیاری از کشورهای آفریقایی می توان مشاهده کرد.

- ایجاد درگیری های قومی و قبیله ای که در اکثر کشورهای اسلامی اجرا می شود.

- ترویج نظام فدرالی نظیر آنچه در عراق و لیبی مطرح شده که همانا تجزیه کشور با حربه های دموکراتیک و به اصطلاح مردم سالارانه است.

- ورود نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به بهانه حمایت از مردم در برابر ناامنی و بی ثباتی مانند آنچه غرب به شدت برای اجرای آن در سوریه تقلا می کند. غربی ها از گروه های تروریستی در سوریه حمایت کرده تا فضایی ناآرام را ایجاد کنند و سپس با ادعای مقابله با این ناآرامی ها، خواستار حضور نیروهای خارجی در این کشور هستند.

- اقدام نظامی مستقیم با عنوان بشردوستی که مردم لیبی، افغانستان، پاکستان از قربانیان این تفکر می باشند.

- سرنگونی دولت ها و نظام هایی که با سیاست های غرب مخالف می باشند، به وسیله حربه های مختلف نظامی، اقتصادی، کودتاهای رنگی و ...

اهداف طرح های غرب

چنانکه ذکر شد، کشورهای غربی به ویژه آمریکا برآنند تا به هر نحوی شده، تجزیه کشورهای اسلامی را اجرایی سازند. حال این سوال مطرح است که هدف غرب از اجرای این طرح چیست و راه مقابله با این تحرکات چه می باشد؟

در این زمینه می توان گفت، مهم ترین مسئله برای غربی ها جلوگیری از وحدت سراسری جهان اسلام است. گسترش فرهنگ مقاومت میان مسلمانان در چارچوب بیداری اسلامی، ممالک اسلامی را به سوی وحدت سوق داده است، به ویژه اینکه برخی حاکمان دست نشانده غرب نیز در قیام های مردمی سرنگون شده اند. این وحدت به معنای نابودی سیاست های سلطه طلبانه غرب در جهان اسلام و حتی سراسر جهان می باشد، لذا غربی ها با ایجاد فتنه و کوچک سازی کشورهای اسلامی به دنبال مقابله با این وحدت هستند.

نکته مهم دیگر تقلای غرب برای حفظ منافع استعماری و غارت ثروت های کشورهای اسلامی است. غربی ها سال هاست که ثروت های جهان اسلام به ویژه منابع نفتی را به تاراج برده اند، در حالی که تحولات اخیر این امر را با ابهامات بسیاری مواجه ساخته است. تجزیه و بحرانی شدن شرایط داخلی کشورهای اسلامی فرصتی برای غرب است تا به این غارت گری ها ادامه دهد. نمود این امر را در تحرکات غرب برای تجزیه بیشتر سودان و فروپاشی اتحاد لیبی می توان مشاهده کرد که برای سلطه بر منابع نفتی این کشورها صورت می گیرد.

در این میان باید حفظ منافع صهیونیست ها را که با احیای بیداری اسلامی در مسیر زوال قرار گرفته است از ارکان اهداف غرب دانست.

نکته مهم دیگر، نقش هژمونی آمریکایی در این فرآیند است. هر چند آمریکا خود را همچنان پیرو نظام تک قطبی می داند، اما ورود بازیگران جدید به صحنه و بیداری جهانی برای مقابله با آمریکا، این امر را متزلزل ساخته است. آمریکا که در جهان با چالش مواجه شده تلاش دارد تا حربه ای را که انگلیسی ها در گذشته از آن استفاده کرده اند، یعنی تجزیه کشورها با محوریت استمرار بحران تکرار کند.

آمریکا با کوچک سازی کشورهای اسلامی به دنبال حفظ سلطه بر آنها و استمرار هژمونی یک جانبه گرایانه در جهان است.

اما مولفه مهم در طرح های تجزیه گرایانه غربی ها، اجرای پنهان و آشکار نسل کشی مسلمانان است. کشتاری که به کمک حاکمان دست نشانده عربی، بهره گیری از گروه های تروریستی، ایجاد فضای آشوب و ناامنی، جنگ داخلی، جنگ میان کشورهای اسلامی، حضور ناظران و نیروهای بین المللی و در نهایت حمله مستقیم نظامی اجرا می شود. غرب عملاً کشتار گسترده مسلمانان را اجرا می کند در حالی که با وضع قوانین سخت گیرانه در جوامع غربی نیز ابعاد دیگر اسلام ستیزی را محقق می نماید.


با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که اکنون غرب محور سیاست های خود را معطوف به جهان اسلام کرده که تجزیه این کشورها مهم ترین هدف آن می باشد. مقابله با این تحرکات صرفاً یک راهکار دارد و آن وحدت تمام ممالک اسلامی با محوریت مقاومت در قالب بیداری اسلامی است؛ اصلی که غرب را به وحشت واداشته و برای مقابله با آن هر فتنه ای را اجرا می کند.

اسلام ستیزی در جوامع غربی

کشورهای اروپایی در حالی در ماه های اخیر با محوریت اعتراض های مردمی به نظام سرمایه داری افکار عمومی جهان را به خود مشغول داشته اند که این روزها تحولاتی خاص در این قاره در حال رخ دادن است. در فرانسه تصویب قوانین سخت گیرانه در قبال مسلمانان، گروگان گیری در تولوز فرانسه که مقامات این کشور از جمله سارکوزی رئیس جمهور آن را ۱۱ سپتامبر دیگر نامید و به این بهانه بر سیاست های ضداسلامی خود افزود، به طوری که اخراج مسلمانان از فرانسه به شدت افزایش یافته است.

در انگلیس محدود شدن آزادی های فردی مسلمانان و نظارت بیشتر بر آنها اعتراض گروه های اسلامی را به همراه داشته است. در آلمان بزرگ ترین مسجد برلین مورد هتک حرمت قرار می گیرد. در بلژیک مسجد مسلمانان به آتش کشیده می شود و امام جماعت آن به شهادت می رسد. گروه های نژاد پرست و افراطی تجمعات ضداسلامی برگزار می کنند.

قوانین سخت گیرانه علیه زنان مسلمان هر روز در کشورهای اروپایی وضع می شود. این تحولات و صدها تحول دیگر یک نکته اساسی را آشکار می کند و آن اینکه سران غرب اسلام ستیزی را محور تحرکات خود قرار داده اند. این روند در آمریکا نیز مشاهده می شود، چنانکه زن مسلمان در خانه اش به جرم داشتن حجاب به قتل می رسد.


عملکرد دولتمردان غربی نشان می دهد که آنها به دنبال آنند تا چنان وانمود سازند که اسلام دین جنگ و کشتار است و مسلمانان عامل بحران و ناامنی. این سیاست تا بدان جا پیش رفته که آنها جنگ طلبی خود در افغانستان و هزینه کردن میلیاردها دلار پول مالیات دهندگان را با نام مقابله با افراط گرایی اسلامی و نجات کشورهای اسلامی توجیه می کنند. مجموع تحرکات غربی ها نشان می دهد که آنها به دنبال آنند تا اسلام را عامل تمام بحران های غرب معرفی و به نوعی افکار عمومی را در برابر جهان اسلام قرار دهند.

این تحرکات در حالی از سوی غربی ها صورت می گیرد که ارزیابی سیاست ها و اقدامات سران غرب نشان می دهد که ادعاها و اقدامات ضد اسلامی غربی ها اقدامی برای فریب ملت های شان است که در لوای آن اهداف خاصی را پیگیری می کنند. این اهداف عبارتند از:

اولاً کشورهای غربی اکنون با موجی از بحران های اقتصادی و اعتراض های گسترده مردمی مواجه شده اند. مردم در حالی علیه نظام سرمایه داری قیام کرده اند که سران غرب به دنبال دور ساختن آنها از طغیان علیه نظام سرمایه داری هستند. سران غرب با در پیش کشیدن اسلام ستیزی برآنند تا مردم را از مسائل اقتصادی و مقابله با نظام سرمایه داری به امور امنیتی سوق دهند. به عبارت دیگر آنها برآنند تا خروش مردم برای رهایی از بند نظام سرمایه داری را اجرا سازند.

ثانیاً سران غرب در چارچوب مقابله با مطالبات مردمی و اوج گیری اعتراض ها به ساختارهای غیر مردمی حاکم بر اروپا برآنند تا فضای سرکوب را تشدید و وضع قوانین ضدبشری را توجیه کنند. البته غرب برای آنکه اسلام ستیزی خود را پنهان سازد ادعای محدودسازی و حتی اخراج و بازداشت مسلمانان را برای مقابله با حرکت های افراط گرایان ضداسلامی مطرح می کند. اقدامات ضدحقوق بشری سران غرب به جایی رسیده که حتی از وسایل منزل برای جاسوسی از زندگی شخصی افراد استفاده می کنند.

ثالثاً سران غرب در فریبی دیگر علیه ملت های شان جنگ طلبی در افغانستان و سایر کشورها را توجیه می کنند، در حالی که ملت های غربی تأکید دارند که پول مالیات های شان باید صرف اقتصاد شود. سران غرب همچنان به دنبال جنگ افروزی در جهان هستند که نمود عینی آن در افغانستان قابل مشاهده است.

سران غرب همزمان دو سیاست را اجرا می کنند؛ از یک سو کمک به مردم افغانستان که مسلمان هستند و نیز مقابله با افراط گرایی اسلامی را عامل هزینه کردن پول مالیات دهندگان غربی در افغانستان عنوان می کنند که به تشدید حس اسلام ستیزی در جوامع غربی منجر می شود، از سوی دیگر با تحریک احساسات مردم اروپا و آمریکا، رضایت آنها برای تأمین هزینه های جنگ افروزی در افغانستان را جلب می کنند. به عبارت دیگر، غرب هم اسلام ستیزی را تشدید می کند و هم جنگ افروزی خود را توجیه.

رابعاً نکته مهم دیگر فریبکاری سران غرب در زمینه سکوت شان در برابر جنایات و سرکوب گری های صورت گرفته در کشورهای عربی متحد آنها است. در یک سال گذشته بحرین، اردن، یمن، عربستان با موجی از اقدامات ضدبشری حاکمان دست نشانده غرب علیه مردم همراه است، اما سران غرب راه سکوت در پیش گرفته اند. حربه سران غرب برای توجیه این اقدامات و همسو ساختن ملت های شان با این رویکرد ترویج اسلام ستیزی در جوامع غربی است.

سران غرب با نمایش چهره منفی از اسلام در کشورهای شان و معرفی مسلمانان به عنوان عامل بحران اقتصادی و امنیتی غرب به دنبال سکوت ملت های شان در برابر جنایات صورت گرفته در بحرین، عربستان، یمن و حتی توجیه حمایت های خود از جنایات آل سعود و آل خلیفه هستند.

خامساً فریب دیگر سران غرب علیه ملت های شان معطوف به عملکرد آنها در زمینه همکاری و همراهی با آمریکا و صهیونیست ها است. اروپایی ها با بهانه امنیت اروپا همکاری با آمریکا را توجیه می کنند و هر دو با هم (آمریکا و اروپا) سرسپردگی به صهیونیست ها را توجیه می کنند. این در شرایطی است که مردم اروپا از روابط با آمریکا ناراضی هستند و مردم اروپا و آمریکا از سرسپردگی کشورهای شان به رژیم صهیونیستی تنفر دارند.

در جمع بندی کلی می توان گفت که تشدید فضای ضداسلامی در جوامع غربی برگرفته از فریبکاری سران این کشورها برای حذف حقوق و مطالبات ملت های شان در زمینه هایی همچون رفع بحران اقتصادی با سرنگونی نظام سرمایه داری است.

پایان جنگ طلبی در جهان، مقابله با جنایات حاکمان دست نشانده عرب در عربستان، بحرین، پایان وابستگی به صهیونیست ها و... می باشد. به عبارت دیگر سران غرب اکنون در کنار اجرای سیاست های ضد اسلامی به دنبال فریب افکار عمومی خود نیز هستند.

تصویب «ماموریت قاطع» و چشم انداز روشن افغانستان

 

 به گزارش پایگاه خبری رسالت ،به تازگی وزیران کشورهای عضو ناتو، طرح «مأموریت قاطع» را به منظور حمایت دوام‌دار از افغانستان به تصویب رسانده‌اند. بربنیاد این طرح، حمایت‌های ناتو پس از سال 2015 در افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت. با این حال، اندرس فوگ‌راسموسن؛ روی امضای دو سند مهم امنیتی (BSA) و (SOFA) در سال 2014 و برگزاری اجلاس سران ناتو در ولز بریتانیا در ماه سپتمبر سال جاری، ادامه کمک‌های مالی به نیروهای امنیتی افغانستان و انتخابات ریاست جمهوری و انتقال قدرت سیاسی به رییس‌جمهور منتخب آینده تأکید کرده است.

با این حال، ارشاد احمدی؛ معین وزارت امور خارجه که در نشست بروکسل حضور داشته، می‌گوید تصویب برنامه مأموریت قاطع، برای آینده افغانستان بسیار مهم است. وی از تلاش کشورهای عضو ناتو مبنی بر حفظ «روابط دوام‌دار» با افغانستان نیز خبرداده است.

تصویب برنامه «حمایت قاطع» و تأکید ناتو بر حمایت دوام‏دار از افغانستان، پاسخ محکم به تروریستان و استخبارات بیگانه است که می‏پندارند افغانستان را پس از سال 2014 با ناامنی بیش‌تری مواجه می‌سازند. برنامه «حمایت قاطع» روی تقویت روحیه نیروهای امنیتی کشور نیز تأثیر مثبت خواهد گذاشت. هرچند، نیروهای امنیتی کشور، به توانایی خوب در راستای مبارزه با هراس‌افکنی دست یافته‌اند؛ اما با آن‌هم، این نیروها به آموزش و تجهیز جامعه جهانی بیش‌تر نیازمند می‌باشند.

انتظار می‌رود که جامعه جهانی، به مراکز اصلی تمویل تروریزم توجه جدی داشته باشد. تا زمانی که این مراکز فعال باشند، نه تنها افغانستان، بلکه بسیاری از کشورها، از ناحیه تروریزم در معرض خطر قرار خواهند داشت. بدون شک، این امر محقق نمی‌شود مگر با همکاری صادقانه اسلام‌آباد در راستای کوبیدن لانه‌های تروریستان در آن‌سوی مرز.

پس از تشکیل «جماعه التوحید و الجهاد» به سرکردگی ابومصعب الزرقاوی در سال 2004 میلادی، او بیعت خود را با اسامه بن لادن سرکرده سابق القاعده اعلام کرد تا به « تنظیم القاعده فی بلاد الرافدین» بپردازد.

این تشکل، عملیات تروریستی را به اندازه ای افزایش داد که به یکی از قوی ترین گروههای مسلح در صحنه عراق تبدیل شد و شروع به گسترش نفوذ خود در مناطق گسترده ای از عراق کرد تا اینکه در سال 2006، الزرقاوی علناً در یک نوار ویدئویی تشکیل آنچه را « شورای مجاهدین» خواند به سرکردگی عبدالله رشید البغدادی اعلام کرد.

پس از هلاکت الزرقاوی در همان سال، «ابوحمزه المهاجر» به سرکردگی این گروه تعیین شد و در پایان همان سال دولت اسلامی عراق به سرکردگی «ابوعمر البغدادی» تشکیل شد، این گروه تروریستی پس از اعلام موجودیت، چندین عملیات مسلحانه در داخل عراق انجام داد.

پس از هلاکت «ابوعمر البغدادی» در روز دوشنبه 19 آوریل 2010 میلادی، ابوبکر البغدادی به عنوان سرکرده جدید این گروهک انتخاب شد. دوران سرکردگی ابوعمر شاهد گسترش عملیات های تروریستی همزمان، همانند حمله به بانک مرکزی، وزارت دادگستری، یورش به زندانهای ابوغریب و الحوت بود.

پس از حوادث اخیر در سوریه و درگیری گروههای به اصطلاح انقلابی و گروه مسلح موسوم به ارتش آزاد با ارتش سوریه، جبهه النصره لاهل الشام در اواخر سال 2011 م. اعلام موجودیت کرد و طولی نکشید که توانمندی این گروه تروریستی، با توجه به حمایتهای گسترده برخی کشورهای منطقه ای، به طور چشمگیری افزایش یافت تا در طی چند ماه به یکی از مهمترین و قدرتمندترین گروههای مسلح در سوریه تبدیل شود.

در روز نهم آوریل 2013 میلادی، در یک پیام صوتی که از طریق شبکه موسوم به شموخ الاسلام پخش شد، ابوبکر البغدادی ادغام آن را با دولت اسلامی عراق تحت عنوان دولت اسلامی عراق و شام اعلام کرد و نفوذ این گروه تروریستی به سبب حمایتهای گسترده حامیان منطقه ای اش روز به روز در سوریه بیشتر شد.
داعش به دنبال در اختیار گرفتن سرزمینی مشخص برای برپایی خلافت است و این مساله با بده بستانهای سیاسی آتی در میدان تحولات بیداری اسلامی منطقه خاورمیانه که اکنون به نفع خواسته های مردم این منطقه (در سوریه، عراق، بحرین و ...) در جریان است، سازگار نیست.

دولت اسلامی عراق و شام، عملیات تروریستی علیه سفارت ایران در بیروت را انجام داد و تروریست های این گروه بر شهر فلوجه عراق از اواخر دسامبر 2013 م. مسلط شدند که کماکان به سیطره خود بر این شهر ادامه می دهند.

تروریستهای داعش به تازگی بر شهر موصل و برخی مناطق استان نینوا مسلط شده اند و دامنه تحرکات تروریستی خود را به شدت گسترش داده اند که البته ادامه این فعالیتها بدون حمایتهای گسترده حامیانشان، که مخالفان اصلی روند سیاسی پس از صدام در عراق هستند، امکان نداشت.

اکنون که سال ها از تغذیه گروه های تروریستی در سوریه و عراق می گذرد، اربابان آنان متوجه خطرات غیرقابل پیشگیری شان نیز شده اند. اگر به هر ترتیبی آرامش در سوریه فراگیر شود و ماشین جنگی تروریست های تکفیری مانند داعش، النصره و ارتش آزاد، فلسفه وجودی خود در سوریه و عراق از دست بدهند، آن وقت سراغ بانیان خود خواهند رفت.

از سوی دیگر، در اقدامی بی سابقه که نشان از حضور و نفوذ القاعده میان گروه های تروریستی مسلح در سوریه و اطاعت پذیری آنها از رهبر این سازمان تروریستی دارد، ایمن الظواهری در یک فایل صوتی جبهه النصره را شاخه القاعده در سوریه اعلام کرد.

این فایل صوتی که توسط برخی از شبکه های خبری پخش شد، نشان دهنده آن بود که الظواهری از اختلافات بسیار زیاد میان این دو گروه تروریستی مطلع بوده و با این اقدام در صدد حل اختلافات آنها بر آمده است.

الظواهری در این فایل صوتی کوتاه، ابومحمد الجولانی، رهبر گروه تروریستی جبهه النصره، را به عنوان نماینده خود و القاعده در سوریه خواند و از ابوبکر البغدادی خواست تا گروه مسلح تحت فرماندهی خود را به نام دولت اسلامی عراق خطاب کرده و عنوان «شام» را از آن حذف کند.

اختلافات میان این دو گروه وابسته به القاعده که درگیری های سنگینی را نیز در برخی مناطق میان آنها به همراه داشت، باعث شده بود تا بسیاری از افراد خارجی که هسته اصلی نیروی رزمی آنها را تشکیل می دهند، از آنها ناامید شده و پس از شکست های سنگین از اردوی سوریه، تصمیم به خروج از این کشور بگیرند.

اما بازگشت افرادی که چندین و چند بار وحشیانه اقدام به سر بریدن و شکنجه های غیر انسانی در سوریه نموده اند، جامعه اروپایی و غرب را به هراس انداخته است. چندین هزار جنگ طلب از کشورهای مختلف اروپایی و آسیایی بر اساس احساس تکلیف! برای جنگ با بشار اسد به میدان سوریه گسیل شده و حمایت های هنگفت مالی و نظامی از سوی غرب و متحدان منطقه ای آنان مانند عربستان سعودی، قطر و ترکیه، دریافت می کنند.

اکنون این پتانسیل آب دیده، اما شکست خورده در سوریه، در فکر بازگشت به کشورهای خود یا ماندن و جنگیدن با متحدان دیروز و رقبای امروز هستند. در هر دو صورت حامیان چنین گروه هایی متضرر هستند؛ با بازگشت آنان به کشورهای خود، زیاده طلبی و بروز خشونت از سوی ایشان، جامعه مقصد را دچار هراس همیشگی می نماید و در صورت ماندن و جنگیدن، علاوه بر آشکار شدن روحیه قدرت طلبی و منفعت محوری آنان (که در ظاهر برای برپایی دین و حمایت از مظلومان سوری پا به میدان نبرد با اسد گذاشته بودند)، هزاران میلیارد دلار حمایت مالی حامیان غربی - عربی خود را نیز به هدر خواهند داد.

لذا غرب و متحدان عربی- ترکی آنان در منطقه خاورمیانه، با هدایت گروه تروریستی داعش به میدان عراق، اهدافی را در دو سطح محیط امنیتی خاورمیانه و محیط سیاسی عراق دنبال می کنند. در محیط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عراق، داعش اهرمی است برای:

- ناکارآمد نشان دادن حکومت شیعی مستقر در برخورد با چالش های نظامی

- تخریب بنیان های اقتصادی و انسانی عراق

- عقب نگه داشتن کشور عراق در عرصه های مختلف و جلوگیری از ورود آنان به عرصه سازندگی و پیشرفت
غرب و متحدان عربی- ترکی آنان در منطقه خاورمیانه، با هدایت گروه تروریستی داعش به میدان عراق، اهدافی را در دو سطح محیط امنیتی خاورمیانه و محیط سیاسی عراق دنبال می کنند.

- باج گیری دموکراتیک در بازی های سیاسی چون انتخاب نخست وزیر، رئیس جمهور، رئیس پارلمان و ... بعد از پیروزی مجدد «ائتلاف حکومت قانون» و احتمال ابقای نوری مالکی در پست حساس نخست وزیری

- و احیای بازماندگان نظامی حزب بعث و وفاداران صدام

اما در سطح منطقه ای، با ورود داعش به عرصه معارضه با دولت شیعی عراق، غرب و متحدان عربی – ترکی آن، اهداف ذیل را دنبال می کنند:

- مسدود نمودن فضای امنیتی ایران که به واسطه دولت شیعی عراق، از محاصره امنیتی خارج شده است

- ناامن جلوه دادن محیط امنیتی خاورمیانه و بهانه تراشی برای بازگشت و حضور نظامی مجدد در عراق و منطقه

- ممانعت از پیوند زنجیره محور مقاومت با در نظر گرفتن پیروزی های بشار اسد در سوریه و احتمال شکل گیری زنجیره اتحاد امنیتی حزب الله لبنان- دمشق- بغداد- تهران- منامه

- درگیر نمودن نظامی ایران در عراق و به راه انداختن دعوای فرقه ای - مذهبی در منطقه

- و ایجاد فضای تنفسی امنیتی برای رژیم صهیونیستی و حمایت از متحدان مرتجع منطقه ای

در نهایت اگر چنین اهدافی نیز محقق نشد، حداقل دستاورد گسیل نمودن این گروه ها به کشوری (عراق) غیر از کشور اولیه (سوریه)، تار و مار کردن افرادی خشن و متحجر با امکانات و قوای انسانی کشور جدید است.

آمریکا، غرب و متحدان منطقه ای آنان، پس از حصول اهداف اولیه خود در میدان نبرد سوریه (تغییر جهت محور مقاومت از مقابله با اسرائیل به جنگ داخلی) و عدم توفیق در دستیابی به خواسته نهایی خود (سقوط نظام بشار اسد)، اکنون اهداف مذکور را سرلوحه برنامه های خود در ارتباط با نیروهای معارض سوری از جمله داعش قرار داده اند.

نیروهایی که با خوش خیالی، سودای برپایی امارات اسلامی! در سرزمین سوریه و عراق را در سر دارند و برخلاف ارتش آزاده و النصره که کاملاً مطیع سیاست های ریاض می باشد، به دنبال در اختیار گرفتن سرزمینی مشخص برای برپایی خلافت است و این مساله با بده بستانهای سیاسی آتی در میدان تحولات بیداری اسلامی منطقه خاورمیانه که اکنون به نفع خواسته های مردم این منطقه (در سوریه، عراق، بحرین و ...) در جریان است، سازگار نیست.

نیروهای دولت اسلامی عراق و شام «داعش» دیشب توانسته اند بخش از محلات سنی نشین شهر بعقوبه در استان دیاله را به تصرف خود در آورند. این خطر بسیار بزرگی برای بغداد است. بعقوبه در ۶۰ کیلومتری بغداد واقع است و اگر داعش این شهر را کاملا تصرف کند، تا بغداد مانعی بر سر راه آنان نخواهد بود. اگر از اتوبان به طرف بغداد بیایند و با مانعی روبرو نشوند، در عرض نیم ساعت در بغداد خواهند بود. این بسیاری را نگران کرده است.

دولت عراق خطر را حس کرده. دیروز در جاده بغداد به طرف نجف، ده ها خودرو نظامی ارتش به طرف بغداد در حرکت بودند. به نظر می رسد ارتش نیروهایش را از مناطق امن شیعه نشین به طرف بغداد و سامره حرکت می دهد.

وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که حدود ۲۷۵ نیروی نظامی برای تقویت امنیت سفارتش به بغداد خواهد فرستاد. این به دنیال درخواست وزرات امورخارجه این کشور صورت گرفت. قرار است بخشی از کارمندان سفارت آمریکا در بغداد، که یکی از بزرگترین سفارت خانه های آمریکا در جهان است به کنسول گری های این کشور در بصره و اربیل منتقل شوند.

تصاویر منتشر شده از اعدام های دسته جمعی و آتش زدن سربازان در موصل و تکریت، بسیاری از مردم و نیروهای امنیتی عراق را وحشت زده کرده است. دولت عراق در یک اقدام پیشگیرانه تمامی سایت های اجتماعی را به روی کاربران عراقی به غیر از کاربران ساکن در اقلیم کردستان بسته است.

حال در بغداد نه تنها شیعیان، بلکه بسیاری از سنی ها که مخالف گروه های تندرو جهادی هستند، به شدت نگران وضعیت موجود هستند.

 

به گفته کارشناسان منطقه، حفظ و یکپارچگی وحدت ملی در عراق همواره دشوارتر می‌شود و این کشور را خطر تجزیه تهدید می‌کند. جنگ قدرت میان نیروهای شیعه و سنی ابعادی گسترده‌به خود گرفته و می‌تواند از مرزهای عراق فراتر رود.

نیروهای جهادگرای موسوم به "داعش" در مدت کوتاهی راه خود را به سوی بغداد هموار کردند. اگر چه پیشروی برق‌آسای آنان در این میان متوقف شده است، ولی به نظر می‌رسد که شکاف عمیق میان نیروهای اسلامی شیعه و سنی در عراق قطعی و روند تجزیه عراق بازگشت‌ناپذیر شده است.

شماری از کارشناسان برجسته منطقه معتقدند رقابت سختی که میان نیروهای شیعه پیرامون دولت نوری مالکی از یک‌سو و اقلیت سنی از دیگرسو درگرفته است، می‌تواند توازن قدرت سیاسی در کل منطقه را برهم زند.

"ایجاد مرزهای تازه"

به گزارش رویترز، فواز جرجس، کارشناس دانشکده اقتصاد لندن معتقد است که روند فروپاشی قدرت در عراق توقف‌ناپذیر است و در این کشور "مرزهای تازه‌ای ایجاد خواهد شد". به باور وی، صرفنظر از اینکه در روزها و هفته‌های آینده چه حوادثی در عراق روی دهد، ما شاهد تقسیم‌بندی قدرت در این کشور خواهیم بود.

۱۱ سال پس از سرنگونی صدام حسین، سنی‌های عراق از تسلط دولت شیعه مالکی به تنگ آمده‌اند. به همین دلیل نیروهای افراطی گروه موسوم به "دولت اسلامی در عراق و شام" (داعش) کار آسانی در پیش دارند.

به گفته جرجس: «سنی‌های عراقی حتی حاضرند با شیطان پیمان ببندند تا بتوانند بر مالکی چیره شوند. و خطر در همین جاست».

داعش نیروهای خود را به آسانی از میان سربازان سابق رژیم صدام حسین جذب می‌کند و موفق شده "ارتش کوچکی" ایجاد کند که سربازان آن از انگیزه به مراتب بالاتری برخوردارند تا ارتش دولت مالکی که با میلیاردها دلار کمک واشنگتن آموزش دیده است.

ولی پیشروی برق‌آسای نیروهای داعش در عین حال زنگ خطر را برای دولتمردان خارج از مرزهای عراق نیز به صدادرآورده است و اتحادهای تازه‌ای را ممکن ساخته که تا چندی پیش قابل تصور نبود.

برای نمونه دولت شیعی ایران که همسایه عراق و قدرتی منطقه‌ای است اخیرا اعلام کرد که با توجه به خطر نیروهای افراطی، حاضر به همکاری با ایالات متحده آمریکا یعنی کشوری است که ایران آن را در دهه‌های اخیر همواره دشمن خود خوانده است.

"کانونی برای جهادگرایان"

از سوی دیگر واشنگتن هم بیم آن دارد که با بازگشت اسلام‌گرایان افراطی به صحنه سیاسی عراق، راه برای ایجاد کانون قدرت خطرناکی از جهادگرایان در منطقه خاورمیانه هموار شود؛ یک نوع افغانستان دیگر آن هم در نزدیکی دریای مدیترانه.

به موازات آن، عربستان سعودی و متحدان سنی این کشور نگران‌اند که جمهوری اسلامی ایران در پی ایجاد یک "کمان شیعی" از ایران تا عراق و سوریه و لبنان است. به همین دلیل عربستان سعودی و متحدانش ترجیح می‌دهند که از دست دولت شیعه مالکی خلاص شوند؛ اگر چه آنان به دلیل ارتباطات داعش با شبکه ترور القاعده به این جریان نیز نگاهی انتقادی دارند.

جمال خشوجی، رئیس یک فرستنده تلویزیونی سعودی می‌گوید: «در دولت سعودی احتمالا این نظر غالب است که گاهی یک عمل خوب توسط افراد نادرست انجام می‌شود».

"راهی به سوی فاجعه"

با این همه، اگر چه اسلام‌گرایان ظاهرا شهری میلیونی مانند موصل را به آسانی تسخیر کردند، ولی به گفته تابی دودج، تحلیلگر دانشکده اقتصاد لندن و رئیس انستیتوی پژوهش‌های خاورمیانه، چنین چیزی در بغداد نامحتمل خواهد بود.

به باور این تحلیگر، آنان بدین‌منظور نیروی کافی در اختیار ندارند و با گروهی چند هزار نفری نمی‌توان شهری مانند بغداد را تصرف کرد. آنان هم‌اکنون هم در ارزیابی نیروهای خود دچار اشتباه شده‌اند. افزون بر آن، شهر بغداد تحت کنترل نیروهای ویژه مالکی است که از طرف میلیشیای شیعه آموزش دیده در ایران پشتیبانی می‌شود.

دودج همزمان هشدار می‌دهد که ولی اگر نوری مالکی بخواهد این نیروی رزمی را بسیج کند، با آتش بازی کرده است و "این راه به فاجعه منتهی خواهد شد". چرا که می‌تواند به جنگی تمام عیار میان گروه‌های قومی تبدیل شود، جنگی که داعش نیز خواستار آن است.

نوری مالکی با وارد کردن میلیشیای شیعه به صحنه نبرد هم قادر نخواهد شد نیروهای داعش را از موصل بیرون کند یا کل مناطق شمالی را تحت کنترل خود درآورد. هر چه باشد در شمال کردها نیز از خلاء قدرت استفاده کرده و شهر نفتخیز کرکوک را که از مدتها پیش نسبت به آن ادعا داشتند تحت کنترل خود درآورده‌اند.

فواز جرجس نیز بر این باور است که زخم‌ها در عراق هرگز التیام نیافتند. این کشور آسیب‌دیده بر سر یک دوراهی قرار گرفته است و خطر فروپاشی و تبدیل به سه یا چهار کشور آن را تهدید می‌کند. عراق برای آشتی ملی نیازمند یک رهبری جدید و یک رویکرد روحی تازه است، ولی این کشور فاقد هر دو آنهاست.

جرجس که در زمان خود از حمله نظامی آمریکا به عراق نیز انتقاد کرده بود، در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان، دولت نوری مالکی را مسئول وضعیت کنونی معرفی می‌کند. وی یادآور می‌شود: «درست است که آمریکایی‌ها درهای جهنم را در عراق گشودند، ولی عراقی‌ها نیز تصمیمات نادرستی گرفتند. برای نمونه دولت نوری مالکی کمک‌های بیشتر نیروهای نظامی آمریکا را رد کرد و آنان را وادار به خروج از عراق کرد».

 انتخابات‌ ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی در افغانستان، تاکنون از ابعاد و زوایایی گوناگون در مطبوعات، رسانه‌ها و محافل علمی و دانشگاهی بررسی گردیده‌اند. اما تصور می‌شود که از بُعد جامعه‌شناختی، این روندهای دموکراتیک، کمتر مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. مقاله‌ی پیش‌رو، از بُعد جامعه‌شناختی به این فرایندهای همگانی می‌نگرد و در پی تبیین رابطه‌ی فرهنگ سیاسی با انتخابات و نقش انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۳ در دموکراتیک‌ساختن فرهنگ سیاسی افغانستان می‌با


چیستی فرهنگ سیاسی

برای نخستین بار دانش‌واژه‌ی فرهنگ سیاسی را در علم سیاست، «گابریل آلموند» دانشمند امریکایی به کار برد. به باور آقای آلموند، فرهنگ سیاسی، الگوی ایستارها و سمتگیری‌های فردی نسبت به سیاست و مسائل آن در درون یک نظام یا یک جامعه می‌باشد. آقای آلموند، علاوه بر کاربرد و تعریف این دانش‌واژه، به دسته‌بندی آن هم پرداخته است. او فرهنگ سیاسی را به سه دسته تقسیم كرده است، که به طور مختصر به شرح هر یک می‌پردازیم.
الف. فرهنگ سیاسی محدود : این فرهنگ، به كسانی مربوط می شود كه از نظام سیاسی خود آگاهی چندانی ندارند. در این نوع از فرهنگ سیاسی، توانایی مقایسه تغییراتی كه نظام سیاسی آغاز كرده است، وجود ندارد. افراد دارای فرهنگ سیاسی محدود، از نظام سیاسی خود هیچ انتظاری ندارند.
ب. فرهنگ سیاسی تبعه: آلموند، شهروندانی را كه از نقش‌های گوناگون حكومت مانند مالیات‌گیری و قانونگذاری آگاه هستند، تبعه سیاسی می‌نامد. این‌گونه افراد از راه‌های نفوذ بر نظام سیاسی، ممكن است اطلاع خاصی نداشته باشند، یا زیربناهای جامعه را نشناسند و به عنوان مطرح كنندگان خواست‌ها هیچ تصور روشنی از خود دارا نباشند. این افراد برای حل و رفع دشواری‌های پیش‌آمده، به رییس محلی یا رییس خانواده مراجعه می‌كنند و در تصورشان نمی‌گنجد كه آنها را باید خودشان حل و رفع كنند.
ج- فرهنگ سیاسی مشاركت: و اما در فرهنگ سیاسی مشاركت، مردم و افراد جامعه در زندگی سیاسی مشاركت می‌كنند. مشاركت‌كنندگان سیاسی افرادی هستند كه از ساختار و روند نظام سیاسی، و خواست نظام‌های سیاسی خود آگاهند و در كار تصمیم‌گیری دخالت می‌كنند. آلموند می‌افزاید، مشاركت‌كنندگان سیاسی ایستارهای خاصی نسبت به ساختارهای سیاسی مانند احزاب و گروه‌های ذی‌نفوذ و نقش‌های آنها در این ساختارها می‌گیرند.
آلموند در ضمن می‌گوید كه افراد دارای فرهنگ سیاسی محدود و تبعه را می‌توان در فرهنگ سیاسی مشاركت هم دید و یك فرد ممكن است هر سه جنبه را در خود تركیب كند كه از این تركیبات سه نوع مختلف فرهنگ سیاسی پدیدار می‌شود: الف. فرهنگ سیاسی محدود تبعه ب. فرهنگ سیاسی تبعه مشاركت و ج. فرهنگ سیاسی مشاركت محدود.
هم‌چنین «لوسین پای» فرهنگ سیاسی را مجموعه ایستارها، اعتقادات و احساساتی می‌داند که به روند سیاسی نظم و معنی می‌دهد و فرضیه‌ها و قواعد تعیین‌کننده‌ی حاکم بر رفتار نظام سیاسی را مشخص می‌کند.
با توجه به آنچه که گفته شد، می‌توان فرهنگ سیاسی را مجموعه‌ای از ارزش‌ها، ایستارها و اعتقاداتی دانست که موضع‌گیری مردم را در برابر مسایل سیاسی نشان می‌دهد. در واقع، فرهنگ سیاسی هر جامعه‌بشری با گذشت زمان‌ها و فرایندهای تاریخی از اجزاء و عناصری ساخته شده است، مانند: ارزش‌ها، ایستارها، اعتقادات، باورها، احساس‌ها، سنت‌ها، ساختار اجتماعی، تجارب تاریخی، موقعیت جغرافیایی.

نقش انتخابات در دموکراتیک ساختن فرهنگ سیاسی در افغانستان
از آنجایی که جامعه‌ی افغانستان یک جامعه‌ی سنتی و قبیلوی است، فرهنگ سیاسی آن هم فرهنگ سیاسی قبیلوی می‌باشد. با توجه به تقسیم‌بندی فرهنگ سیاسی از دیدگاه آقای گابریل آلموند، فرهنگ سیاسی در افغانستان امروز، بیشتر فرهنگ سیاسی محدود و تبعه می‌باشد، هرچند جلوه‌هایی از فرهنگ سیاسی مشارکت هم در کشور دیده می‌شود.
در افغانستان هنوز هم دموکراسی نهادینه نگردیده است وتا نهادینه‌شدن دموکراسی این کشور راه درازی در پیش دارد. یکی از موانع بزرگ داخلی بر سر راه تحقق و نهادینه‌شدن دموکراسی در این کشور، موجودیت فرهنگ سیاسی قبیلوی و قومی برخی از ساکنان آن می‌باشد. در این کشور؛ ایستارها، ارزش‌ها، اعتقادات، احساس‌ها، باورها، نگاه به گذشته، جهت‌گیری‌ها، سنت‌های اجتماعی و برخی ساختارهای اجتماعی تعدادی از ساکنان این سرزمین قومی و قبیلوی است. البته این را نباید منکر گردید و نادیده گرفت که امروزه بسیاری از افراد نسل جدید و جوان افغانستان از فرهنگ سیاسی مشارکت هم برخوردار هستند و بسیاری از باورها، خط‌قرمزها و تابوهای قومی را زیر پا کرده و می‌کنند. در همین سومین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، دیده شد که فرهنگ سیاسی برخی از جوانان این مرز و بوم مشارکتی می‌باشد. مشاهده شد که بسیاری از جوانان و میان‌سالان در این روند همگانی اشتراک اگاهانه کرده بودند و خواهان تصمیم‌گیری دقیق در این عرصه بودند و با انتظارات و ایستارهای مشارکت‌جویانه، رأی خود را استعمال کردند.
در واقع، فرهنگ سیاسی در افغانستان در حال دموکراتیک شدن است. انتخابات در افغانستان جزو فرهنگ سیاسی این کشور می‌باشد و میان انتخابات و فرهنگ سیاسی هر کشور رابطه‌ی مستقیم وجود دارد. همان وضعیتی که فرهنگ سیاسی کشور دارد، همان وضعیت را انتخابات هم دارد. اگر فرهنگ سیاسی به سوی دموکراتیک‌شدن روان است، دیده می‌شود که انتخابات در افغانستان هم به سوی دموکراتیک‌شدن روان می‌باشد. برعکس اگر برخی نمادها و نمودها در فرهنگ سیاسی ما قومی است، همین مسائل در انتخابات، چه در روز ۱۶ حمل ۱۳۹۳ خورشیدی و چه در روز ۲۴ جوزا این سال، به مشاهده رسید.
انتخابات ریاست جمهوری گذشته، فرهنگ سیاسی را در کشور به خوبی نمایان ساخت که به سرعت از قومی‌بودن به سوی دموکراتیک‌شدن در حال تغییر است. اما در کنار بسیار خوبی‌های که انتخابات در عرصه‌های مختلف برای افغانستان داشت، یکی هم تأثیر مثبت آن بر فرهنگ سیاسی کشور می‌باشد. این روند دموکراتیک فرهنگ سیاسی را در کشور پالایش داد و ارزش‌های دموکراتیک را در فرهنگ سیاسی تقویت کرد. این فرایند ملی، تغییرات مثبت و گسترده‌ای را در نگاه، رفتارها، هنجارها و اندیشه‌های مردم و بازیگران سیاسی نسبت به مسایل سیاسی ایجاد کرده است، تغییراتی که نیاز جامعه ماست و برای نهادینه‌شدن دموکراسی در کشور بسیار لازم و ضروری پنداشته می‌شود.

احمدارشاد خطیبی

امروز چهارشنبه آخرین روز پیکارهای انتخاباتی نامزدان ریاست‎جمهوری و هواداران‌شان است و ساعت دوازده‌ونیم امشب این فرصت پایان می‌یابد.
بعد از سپری‌شدن دورۀ سکوت، مردم افغانستان روز شنبه (۲۴ جوزا) پای صندوق‎های رأی می‌روند تا رییس‌جمهور آیندۀ شان را برگزینند. عمده‎ترین نگرانی رأی‌دهنده‎‌گان در دور دوم انتخابات، آن اشتباهات، تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته‌یی‌ست که کمیسیون‌های انتخاباتی در دور اول مرتکب شدند که در نتیجۀ رأی مردم تأثیر منفی گذاشته و انتخابات را به دور دوم کشاند.
بنابراین، پیش از این که به پای صندوق‎های رأی برویم، یادآوری ده نکتۀ مهم را لازم می‌دانیم که کمیسیون‎های انتخاباتی به آن توجه جدی نموده و از برخوردهای جانب‌دارانه خودداری کنند.
١- در دور اول انتخابات، ده‌ها هزار رأی مردم افغانستان به دلیل نبود مهر کمیسیون در برگۀ نتایج و نبود امضای رییس محل و امضای ناظران، باطل اعلام شد؛ این نقیصه را کمیسیون مستقل انتخابات باید رفع کرده باشد. در دور دوم به هیچ صورت پذیرفتنی نیست که اشتباه کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات، سبب ابطال رأی مردم گردد.
٢- اسنادی در دست است که در دور اول انتخابات، قلم‌هایی‌که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات به محلات رأی‌دهی ارسال شده بود، در جاهایی متفاوت از جاهای دیگر بوده است. به این معنا که رنگ قلمی که به وسیلۀ آن نتایج آرای مردم در محلات در برگۀ نتایج رسانده می‌شد، در شماری از ولایات طوری بوده است که رنگ آن پس از گذشت یکی دو روز از انتخابات رفته است و اعتبار کاپی برگۀ نتایج که نزد نامزدان بوده، از بین رفته است.
٣- در دور اول، کمیسیون مستقل انتخابات، صدها مرکز رأیدهی را در ولایت‌های مشخص، بدون دلایل موجه، تفتیش و بازشماری کرد و در نتیجه، هزاران رأی شهروندان باطل گردید. در دور دوم، تفتیش و بازشماری مراکز و محلات رأی‌دهی، بدون دلایل موجه، قابل قبول نیست و کمیسیون نباید این اشتباه را بار دیگر تکرار کند.
۴- در روز برگزاری دور دوم انتخابات، کمبود برگه‌های رأی‌دهی، این بار اصلاً قابل توجیه نیست و کمیسیون نباید اشتباه دور اول را تکرار کند.
۵- برخورد دوگانه با رأی مردم جنایت است و کمیسیون باید متوجه این مسأله باشد.
۶- در روز برگزاری انتخابات، زمان رأی‌گیری در ولایت‌های نا امن و کم نفوس، نباید تمدید شود. این مسأله در دور اول مشکل‌آفرین شد و در شماری از ولایت‌ها، تاریکی شب، زمینۀ دست برد در رأی مردم را فراهم کرد.
٧- کمیسیون شکایات انتخاباتی باید جلو ثبت شکایت‌های خیالی را بگیرد. گفته می‌شود که در دارالانشای کمیسیون شکایات در شماری از ولایت‌ها و نیز در بخش تحلیل و بررسی دفتر مرکزی کمیسیون شکایات انتخاباتی، ده‌ها مورد شکایت، علیه یک نامزد مشخص توسط کارمندان کمیسیون شکایات انتخاباتی به ثبت رسیده و باعث ابطال رأی مردم شده است. این خیانت بزرگ نباید تکرار شود. تکرار این خیانت، واکنش‌‌های جدی را در پی خواهد داشت. همچنان، بخش حقوقی و تحلیل و بررسی کمیسیون مرکزی شکایات انتخاباتی، نیاز به اصلاحات جدی دارد؛ زیرا شماری از قوم‌گراترین آدم‌ها آنجا استخدام شده اند و ٩٠ درصد به یک قوم تعلق دارند که به گونه سازمان یافته به نفع نامزد مشخصی در دور اول کار کرده اند.
٨- کمیسیون شکایات انتخاباتی باید جلو برخوردهای دیوانه‌وار با رأی مردم را بگیرد. در دور اول، نزدیک به صدها هزار رأی مردم بدون اسناد و دلایل قانونی در هرات باطل شد و سپس ثابت شد که آن فیصله خلاف قانون بوده است؛ اما ستار سعادت رییس کمیسیون شکایات انتخاباتی در نشستی که با رییسان ولایتی کمیسیون شکایات داشته است، از عبدالله شیرزی رییس کمیسیون شکایات انتخاباتی هرات به عنوان یک «الگوی خوب» یاد کرده و به‌گونۀ غیر مستقیم توصیه کرده که اعضای کمیسیون شکایات انتخاباتی در ولایت‌ها، باید مثل او عمل کنند.
٩-کمیسیون شکایات انتخاباتی، باید برخورد چندگانه با کمیشنران ولایتی این کمیسیون را کنار بگذارد و دستورهای غیر قانونی به دفاتر ولایتی صادر نکند.
١٠- کمیسیون شکایات انتخاباتی، با فیصله‌های کمیسیون‌های ولایتی‌اش برخورد چندگانه کرده است و این اشتباه اگر تکرار شود، باعث فروپاشی این کمیسیون خواهد شد. همچنان ادامۀ فیصله‌های فردی و پنهانی دربارۀ شکایت‌ها دیگر پذیرفتنی نیست.

حمله داعش به موصل و تصرف فرودگاه و بخش هایی دیگری از این شهر را تلاشی برای گسترده تر کردن فضای مقابله با دولت عراق می داند.

 ارتش عراق در بابل، در سامرا و فلوجه و انبار توانسته بارها داعش را شکست دهد و آن ها در حملات مختلف خود نتوانسته اند به دست آوردی دست یابند. بر این اساس این گروه تروریستی که این روزها در سوریه هم جایگاهی ندارد تلاش می کند با ایجاد جبهه جدید مواجهه با ارتش عراق، فضای فعالیت خود در انبار و فلوجه را باز کند.

 داعش در حملات پیشین خود به سامرا با 5 هزار نیرو وارد شده بود، در غرب موصل با 3 هزار نیرو، اما در سامرا با 100 کشته و در موصل هم با حدود 40 کشته مجبور به عقب نشینی شد. یا در دانشگاه رمادی هم اعضای این گروه حدود 1000 دانشجو را گروگان گرفتند اما با اقدام ارتش تمام این دانشجویان آزاد شدند، بنابراین می بینیم که این جریان تروریستی در چند ماه اخیر به صورت مداوم شکست های پیاپی را متحمل شده است.»

«نتایج انتخابات سوریه و همچنین روندی که ارتش سوریه در مقابل این گروه تروریستی در پیش گرفته بود به اضافه شکست های داعش در عراق سبب شده تا این جریان بیش از همیشه منزوی شده و این روزها از ورود به کشور ثالث سخن به میان می آوردند. این نشان می دهد که داعش در سوریه و عراق به بن بست رسیده است و حالا گفته می شود که می خواهند به اردن بروند. بر این اساس حمله و تصرف فرودگاه موصل هم در این راستا ارزیابی می شود و دولت و ارتش عراق طی روزهای آتی می توانند به راحتی آن را از دست افراد تروریست پس بگیرند.»

به گزارش پایگاه اینترنتی ایلاف، اطلاعات به دست آمده از موصل (375 کیلومتری شمال غرب بغداد) حاکی از آن است که نیروهای امنیتی عراق تعدادی از مناطق را ترک کرده و به همین دلیل اعضای داعش در این شهر پیشروی نموده و ساختمان استانداری موصل را تحت کنترل خود درآورده اند.

اطلاعات به دست آمده نشان می دهد که افراد مسلح داعش منطقه شرقی شهر موصل را کاملاً تحت کنترل خود درآورده و مقر هنگ سوم ارتش در غرب موصل را نیز اشغال کرده اند.

اعضای داعش همچنین مراکز ایست بازرسی موصل را که توسط نیروهای عراقی ایجاد شده بود، تخریب کردند.
سایت ایلاف گزارش داد: که افراد داعش به مرکز پلیس منطقه الداوسه و ساختمان مبارزه با تروریسم یورش برده، بیمارستان ها، مقرها و برج های دیده بانی ارتش را تحت کنترل خود درآورده اند.

ایلاف همچنین گزارش داد: تعداد زیادی از مسئولان نظامی و مسئولان ارشد از این استان خارج شده و به مناطق امن رفته اند.

با  گرم‌تر شدنِ هوا مثل این‌که بر فضای پیکارهای انتخاباتی میان دو تیمِ رقیب هم بی‌تأثیر نبوده است. هر روز که هوا بیشتر گرم می‌شود، تنش‌های لفظی میانِ دو تیم انتخاباتی نیز فزونی می‌گیرند. هر دو رقیبِ انتخاباتی با جدیت تلاش دارند که از ابزارهای در دست داشته علیه یکدیگر استفاده کنند. ادبیاتِ دو تیم نیز در دور دوم انتخابات، تفاوت‌های جدی‌یی را به نمایش می‌گذارد. در دور اول، دست‌کم دو تیم فعلی که در میدانِ رقابت‌ها حضور دارند، اتهام‌های کمتری را به نشانیِ یکدیگر رد و بدل می‌کردند؛ ولی در این دور، شدتِ لحن در میانِ این دو تیم نیز بیشتر شده است. حالا این‌که کدام‌یک از این تیم‌ها را آغازگر این وضعیت بدانیم، کار دشواری است؛ چون هر دو طرف استدلال می‌کنند که تیمِ رقیب این فضا را خلق کرده است. حامیان نیز کمتر به دنبال علل و عوامل‌اند و بیشتر به داغ شدنِ این فضا کمک می‌کنند. بدون شک هر دو تیم، حامیان و هواخواهانی دارند و این افراد در همان مواضعی قرار می‌گیرند که تمایلاتِ سیاسی‌شان حکم می‌کند. قاعدۀ بازی اما چیزِ دیگری است؛ قاعدۀ بازی حکم می‌کند که دو طرفِ انتخاباتی به‌جای استفاده از ادبیات تنش، به ادبیاتِ اقناع و منطق گرایشِ بیشتر نشان دهند. اما اگر با واقع‌بینی بخواهیم در این مورد قضاوت کنیم، تیمِ «تحول و تداوم» بیشتر از فضای خلقِ اتهام استفاده می‌کند. رهبر و سخنگویانِ این تیم، عمدتاً به‌جای ارایۀ برنامه‌های خود، تلاش‌های جدی‌یی را برای خدشه‌دار کردنِ تیم رقیب از راه‌های غیراصولی آغاز کرده‌اند. روز شنبه در مراسمی که در شرق افغانستان برای حمایت از تیم «تحول و تداوم» برگزار شده بود، یکی از سخن‌گویانِ ارشد این تیم، عملاً از ادبیاتِ افترا و اهانت نسبت به تیمِ رقیب استفاده کرد. سخنانی از این دست که «اگر می‌خواهید آیندۀ روشن از شما باشد، به تیمِ تحول و تداوم رای دهید و اگر می‌خواهید به گذشته و جنگ برگردید، به تیم رقیب رای دهید». این سخنان عملاً سخنانی با بارِ منفی و پُر از سوءظن است. چرا تیم تحول و تداوم فکر می‌کند که پیروزی‌اش معطوف به آینده است و تیم رقیب به گذشته نگاه می‌کند؟ استفاده از چنین ادبیاتی، هدف‌های پنهانِ خود را بروز می‌دهد. تیم تحول و تداوم از حضورِ برخی چهره‌ها در تیمِ رقیب که در دهۀ هفتاد نیز در حاکمیت حضور داشتند، به عنوان حربۀ روانی به سودِ خود استفاده می‌کند. ولی تیمِ تحول و تداوم فراموش کرده است که وقتی انسان یک انگشتِ خود را به سمت مقابل می‌گیرد، چهار انگشتِ او به سمتِ خودش است. اگر با این استدلال بخواهیم وارد شویم، در تیم تحول و تداوم نیز از آن چهره‌ها کم نیستند. از سوی دیگر، تیم تحول و تداوم دین را هم ابزار کوبیدنِ رقیب انتخاباتیِ خود قرار داده است. از پخش تصویرهای آن‌چنانیِ رهبرِ این تیم در حال دعا و پشت به کعبه گرفته تا استخارۀ شیخ‌الشیوخ و حمایتِ به‌اصطلاح شورای علما از این تیم. اولاً نباید دین را ابزار سیاست کرد و از آن در جهت منافعِ خود سود برد. شرایط نامزدی در انتخابات را قانون اساسی و قانونِ انتخابات مشخص کرده و صلاحیت‌های صوریِ افراد را نیز کمیسیون‌های انتخاباتی تثبیت می‌کنند، اما این‌که مردم چه کسی را برای ریاست‌جمهوریِ کشور مناسب تشخص خواهند داد، این موضوع به تصمیمِ مردم مربوط می‌شود و نه مراجع و اشخاص دینی. افرادی که واجد شرایط باشند، دیگر به فتوای دینی نیاز ندارند، زیرا در شرایط نامزدی به اندازۀ لازم این مسایل لحاظ شده است. در هر دو تیم انتخاباتی، علما و روحانیون حضور دارند و این افراد به عنوان شهروند، تنها حق دارند که در مورد وضعیتِ خود در انتخابات تصمیم بگیرند و نه این‌که تکلیفِ دیگران را هم روشن بسازند. شاید بسیاری از علما و روحانیونی که در تیم‌های انتخاباتی حضور دارند، مبنای تصمیمِ خود را بر استخاره گذاشته باشند؛ چون در هیچ‌یک از متون دینی نیامده که فقط یک شخص حقِ استخاره را دارد و لاغیر. و از آن‌جایی که استخاره هم یک امر شخصی است، شاید بسیاری از این افراد آن را آشکار نکرده باشند. حالا این پرسش به میان می‌آید که چه‌گونه افراد مدعیِ استخاره می‌توانند ثابت کنند که نتیجۀ استخارۀشان همان تصمیمی‌ست که گرفته‌اند. چون تا به حال در این خصوص هیچ روشنی انداخته نشده است. اگر ایشان با کدام منبعِ آسمانی در تماس‌اند، باید واضح بسازند که چنین است.(این مسأله را اگر بیشتر از این بشکافیم، با اشکالاتِ دیگری مواجه می‌شود که جای بحثِ آن این‌جا نیست.) ادبیاتِ تدافعیِ تیم اصلاحات و همگرایی نیز که عمدتاً در پاسخ به تیم مقابل شکل می‌گیرد، زیاد جاذبه ندارد. این تیم با هدر دادن وقت، گاهی تلاش می‌کند که در برابر رقیب موضعی مثلِ خودش داشته باشد. استفاده از این ادبیات، تأثیراتِ بدی بر فضای انتخاباتی گذاشته است و از سوی دیگر می‌تواند باعث تنش‌هایی در سطوح پایین‌تر شود. شورای علما و روحانیون و هر مرجع دیگرِ دینی و شخصیت‌های اسلامی، خوب است به فرایض دیگرِ خود در قبال جامعه و مردم توجه نشان دهند؛ از جمله این‌که مردم را ترغیب کنند که در انتخاباتِ ۲۴ جوزا شرکتِ گسترده ورزند. این مراجع به‌جای داغ کردن تنور تنش‌های لفظی که به سود افغانستان، مصالح ملی و آیندۀ کشور نیست، بهتر است مردم را به اخوت و برادری دعوت کنند و تصمیم در مورد انتخابات را به خودِ آن‌ها واگذارند. اگر قرار باشد که به‌جای مردم دیگران تصمیم بگیرند، پس مردم‌سالاری به چه درد می‌خورد؟… از جانب دیگر، این‌گونه برخوردها با مسالۀ انتخابات، مرا به یاد دورۀ طالبان می‌اندازد. طالبان با دموکراسی و مردم‌سالاری مخالف بودند و هستند. آنان می‌گفتند که در اسلام (البته با قرائتِ منحصر به فرد خودشان) به دلیلِ این‌که قیومیت مردم را علمای دینی به عهده دارند، پس بهترین‌حاکمان بر آن‌ها نیز علما هستند. آنان هم‌چنین باور داشتند که مردم خیر و فلاحِ خود را نمی‌دانند، پس چه‌گونه در مورد سرنوشت سیاسی خود و کشورشان تصمیم بگیرند. خیر و فلاحی را که طالبان برای مردم افغانستان می‌خواستند، از نزدیک دیدیم و اگر کسی می‌خواهد به آن وضعیت برگردد، هنوز کسانی هستند که برای برگشتِ رژیمِ طالبان مبارزه می‌کنند و خوب است که به آن‌ها ملحق شود.

صفحه3 از5
  • پیام تسلیت حضرت آیت الله صالحی به مناسبت حادثه درناک شهر گردیز
    پیام تسلیت حضرت آیت الله صالحی به مناسبت حادثه درناک شهر گردیز پیام تسلیت حضرت آیت الله صالحی به مناسبت حادثه درناک شهر گردیز بسمه تعالی من المومنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا شهادت موهبتی الهی و معبر است که انسان به واسطه آن از این جهان خاکی و ناسوت…
    نوشته شده در شنبه, 13 مرداد 1397 07:03
  • برگزاری کارگاه روش شناسی پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی
    برگزاری کارگاه روش شناسی پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی به گزارش پایگاه خبری رسالت کارگاه روش شناسی پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی در حوزه علمیه رسالت با شرکت ده ها تن از طلاب سطوح عالیه از روز دوشنبه چهارم سرطان توسط استاد دکتر اسماعیل دانش پژوهشگر بین المللی…
    نوشته شده در دوشنبه, 04 تیر 1397 22:21
  • پیام تسلیت دفتر حضرت آیت الله صالحی به مناسبت شهادت حجه الاسلام توکلی
    پیام تسلیت دفتر حضرت آیت الله صالحی به مناسبت شهادت حجه الاسلام توکلی   بسم‌الله الرحمن الرحیم ولا تقولو لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. خبر شهادت عالم عامل، حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمد جعفر توکلی موجب تالم وتاثر فراوان گردید. او که برای رضای ذات اقدس حق تعالی در راه خدمت به اسلام و مسلمین تلاش…
    نوشته شده در شنبه, 02 تیر 1397 14:04
  • نشست تخصصی ارتباط فعالیتهای حوزوی با مسائل سیاسی اجتماعی معاصر
    نشست تخصصی ارتباط فعالیتهای حوزوی با مسائل سیاسی اجتماعی معاصر نشست تخصصی ارتباط فعالیتهای حوزوی با مسائل سیاسی اجتماعی معاصر نشست تخصصی «ارتباط ارتباط فعالیتهای حوزوی با مسائل سیاسی اجتماعی معاصر» با حضور استاد ارجمند «جناب حجج الاسلام والمسلمین وفی ریاست امور روحانیون استان خراسان ْقرایی ریاست برنامه ریزی جوزه در استان خراسان و اربابی معاونت امور مساجد استان خراسان…
    نوشته شده در یکشنبه, 27 خرداد 1397 07:14
  • برگزاری نمازسعید فطردر مدرسۀ علمیه ولایت مرکز بامیان
    برگزاری نمازسعید فطردر مدرسۀ علمیه ولایت مرکز بامیان   به گزارش پایگاه خبری رسالت :   همزمان با مساجد و تکایای سرتا سرکشور نماز عید سعبد فطر به امامت حجت السلام والمسلمین حاج آقای بابه محسنی با حضورصد ها تن از مؤمنین درمدرسۀ علمیه ولایت، مرکز بامیان اقامه گردید.   حجت السلام محسنی در بخشی از خطبه های…
    نوشته شده در شنبه, 26 خرداد 1397 15:32
  • میزان فطریه و مسائل فقهی مربوط به آن
    میزان فطریه و مسائل فقهی مربوط به آن به گزارش پایگاه خبری رسالت با پایان ماه مبارک رمضان مسئله میزان فطریه و مسائل فقهی مربوط به آن بیش از پیش  مورد سوال قرار می گیرد مسئول پاسخ به شبهات حوزه علمیه رسالت در یادداشتی از زاویه تاریخی به موضوع نگریسته است و به طرح این مسئله پرداخته که…
    نوشته شده در جمعه, 25 خرداد 1397 04:43
  • بهره مندی از افکار و اندیشه های آن امام خمینی(ره) رمز رشد و تعالی جهان اسلام
    بهره مندی از افکار و اندیشه های آن امام خمینی(ره) رمز رشد و تعالی جهان اسلام بهره مندی از افکار و اندیشه های آن امام خمینی(ره) رمز رشد و تعالی جهان اسلام  همزمان با بیست و نهمین سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره)، سمیناری با عنوان «نوآوری های فلسفی عرفانی حضرت امام خمینی (ره)» از سوی حوزه علمیه رسالت و دفتز حضرت آیت الله صالحی در…
    نوشته شده در جمعه, 18 خرداد 1397 13:05
  • گزارش مراسم شبهای قدر
     به گزارش پایگاه خبری رسالت ْحوزه علمیه رسالت در شبهای نوزدهم ْ بیست و یکم و بیست وسوم ماه مبارک رمضاندر سوگ امام المتقین گریست. مراسم ویژه این شبها بالخصوص شب شهادت امام علی(ع) باحضور صد ها تن از هم وطنان و مومنین خدا جو برگزار شد. این مراسمها از…
    نوشته شده در جمعه, 18 خرداد 1397 09:46
  • سر زنش وتهدید در پرتوی عبارت ویل در قران
    سر زنش وتهدید در پرتوی عبارت ویل در قران به گزارش پایگاه خبری رسالت  آخرین درس تفسیر در ماه شعبان المعظم با عنوان ( ویل ) توسط حضرت ایت الله صالحی برگزار گردید  ایشان ابتدا بیان داشتند که هشدارهای قرانی باید سرلوجه امور زندگی فردی و اجتماعی باید باشد  یکی از این هشدار ها  عنوان ویل می باشد .در…
    نوشته شده در دوشنبه, 24 ارديبهشت 1397 23:05
  • پیام تسلیت دفتر حضرت آیت الله صالحی به مناسبت حوادث درناک اخیر افغانستان
    پیام تسلیت دفتر حضرت آیت الله صالحی به مناسبت حوادث درناک اخیر افغانستان بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون با تأسف و اندوه فراوان که روز دوشنبه، کشور ما شاهد حوادث تلخو خونین بود. در حمله تروریستی‌ای که در کابل، منطقه شش درک، انجام یافته،عده ای از شهروندانمان ، شهید و مجروح گردیده اند. نُه تن از خبرنگاران و…
    نوشته شده در سه شنبه, 11 ارديبهشت 1397 19:45

فعالیتهای مسجد جامع الزهرا

فعالیتهای حوزه علمیه رسالت